مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
تماس با من
پروفایل من
نویسنده (های) وبلاگ سیده رقیه حسنی مهدی بوترابی Mehdi Boutorabi
آرشیو وبلاگ
      پورتال ( پرتال ) علوم سیاسی و روابط بین الملل ()
نبودن منطق در جولانگاه تعصب نویسنده: سیده رقیه حسنی - یکشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳٩۱

یکی از مشکلات و معضلات اساسی جامعه ی ما این است که انسان ها حرف های هم را نمی شنوند. به این معنا که دائما بر اساس پیش فرض های خود در حال داوری و قضاوت هستند و اساسا هیچ نقدی را بر نمی تابند.

اما تمام ما دارای پیش فرض هایی هستیم و اساسا کسی وجود ندارد که پیش فرضی در ذهن نداشته باشد چرا که ما در خلا رشد نمی کنیم و همه در یک بستر فرهنگی عقایدی می گیریم. اما این به این معنا نیست که کنارزدن پیش فرض ها به ویژه در مباحث علمی اساسا کاری غیر ممکن است. اساسا هیچ انسان بی موضعی در جهان وجود ندارد. اما لازمه ی پژوهشگر بودن به ویژه در رشته های علوم انسانی و رشته ای مانند علوم سیاسی(و زیرشاخه هایش) این است که تا جایی که می توانیم بی موضع قضاوت کنیم و تا جایی که می توانیم هدفمان از طرح یک فرضیه یا بهتر است بگویم از فرضیه سازی از همان ابتدا اثبات و رد آن نباشد و اثبات و رد آن را بسپاریم به دست پژوهش و آنچه که در پروسه ی پژوهش رخ می دهد.

  نظرات ()
جایگاه قانون در جامعه ی ما نویسنده: سیده رقیه حسنی - یکشنبه ۱٥ امرداد ،۱۳٩۱

به راستی چرا در ایران قانون گریزی تا بدین حد وجود دارد؟؟؟

اگر بگوییم که ما ایرانی ها مردمی قانون گریز هستیم و قانون گریزی جزئی از فرهنگ ما شده ، به راستی اغراق نکرده ایم. همیشه تبصره هایی برای خودمان قائل می شویم. پشت چراغ قرمز نمی ایستیم چون دیرمان شده. در ادارات رشوه می دهیم چون حیاتمان بسته به انجام این کار غیرقانونی است.

یکی از کارهایی که یک دانشجوی علم سیاست یا جامعه شناسی می تواند انجام دهد. پژوهشی در این باب است. مسلما این پژوهش می تواند راه حل هایی هم برای این معضل ارائه دهد.

این مساله در فرهنگ سیاسی ما هم به روشنی به چشم می خورد. قانون در فرهنگ سیاسی ما چنان که باید مورد احترام نیست. به جای اینکه از طریق قانون به مطرح کردن خواست ها یا انتقادات پرداخت، توسل به فحش سیاسی می شود.

به راستی چرا تا بدین حد قانون گریزی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  نظرات ()
ایران . زنان در عرصه ی سیاست، علم، علوم سیاسی نویسنده: سیده رقیه حسنی - سه‌شنبه ۳ امرداد ،۱۳٩۱

همیشه معتقد بوده ام که زنان را نباید از جامعه سوا دانست و به شدت مخالف عنوان هایی چون زنان در عرصه ی سیاست ، زنان در عرصه ی اجتماع، نقش زنان در انقلاب ... ، زنان و کارافرینی و ... بوده ام. به این دلیل که این کار را به معنای صحه گذاشتن بر این که" زن از بشریت جدا می باشد و بنابراین حالا می آییم و نقش او را در رخدادهایی که توسط بشر رقم زده شده اند بررسی می کنیم" می دانسته ام. فکر می کنم خود این تفکیک آسیب زا می باشد. و زن امروز در هر کجای دنیا، مثلا در ایران خودمان باید بداند که به عنوان یک انسان، یک شهروند، یک فردی که حق زندگی به او داده شده است چگونه زندگی خود را انتخاب کند، چگونه در اجتماع یا سیاست یا عرصه ی علمی حضور داشته باشد. اما متاسفانه علی رغم آمارهایی که از افزایش حضور زنان در این عرصه ها داده می شود، بر این باورم که وضعیت زنان در ایران و به طور کلی در جهان سوم قابل مقایسه با کشورهای پیشرفته نمی باشد. چندی پیش به مشاهده ی کنفرانسی که توسط دانشگاه ییل برگزار شده بود می پرداختم. یک نکته ی جالب توجه برایم این بود که تعداد زنان سخنران اگر بیشتر از مردان نبود، کمتر هم نبود. البته سخنرانی یک زن در مجالس مختلف به معنای موفقیت زن یا زنان نیست. این کنفرانس توسط دانشگاه ییل که یکی از برترین دانشگاه های دنیا می باشد برگزار شده بود ، مسلما سخن رانان باید حرف های تازه ای در عرصه ی علمی برای گفتن داشته باشند. این در حالی است که در ایران شاهد زنان زیادی هستیم که از دانشگاه مدرک می گیرند و تنها مدرک میگیرند. مثلا ممکن است زنی در ایران مدرک دکترا در علم سیاست بگیرد اما قادر به ارائه ی تحلیل های خوبی نباشد. وقتی این مساله را مطرح می کنم قصدم توهین به زنان ایران نیست. چرا که خودم هم در ایران زندگی می کنم. و می دانم که بسیاری زن ها خود را بسیار موفق دانسته و این ادعای مرا قبول نداشته باشند. اما قبول یک ضعف نقطه ای است که باعث رشد می شود و انسان با اگاهی از ضعف خویش در صدد رفع و رجوع آن بر می آید. البته قصدم به رقابت کشیدن زنان و گوشزد به آنان برای پیشی گرفتن از مردان هم نیست. چرا که به نظرم حماقتی بی حد و حصر می باشد. لزومی برای رقابت، خصومت یا این قبیل مسائل نیست. مساله زن هایی است که می خواهند موفق باشند و به دلیل ضعف های شخصیتی یا فرهنگ خانواده ها یا فرهنگ موجود در جامعه به میزان کمی از موفقیت تن می دهند و واقعا به اینکه می توانند موفقیت های بیشتری را از آن خود کنند آگاه نیستند. سعی کردم تنها اشاره ای به یک مساله ی موجود کرده باشم. چرا که بسط این مساله نیاز به یک پژوهش گسترده ی میان رشته ای دارد.

  نظرات ()
وضعیت فارغ التحصیلان علوم سیاسی در ایران نویسنده: سیده رقیه حسنی - سه‌شنبه ۳ امرداد ،۱۳٩۱

متاسفانه فارغ التحصیلان علوم سیاسی در ایران از موقعیت های شغلی خوبی برخوردار نیستند. امروزه در ایران شاهد تعداد زیادی از فارغ التحصیلان بیکار علوم سیاسی  هستیم. اگر چه وضعیت شغلی تمامی فارغ التحصیلان علوم انسانی در کشور چندان مطلوب نیست و هر کدام از ما در اطرافمان شاهد چندین فارغ التحصیل علوم انسانی در مقاطع مختلف تحصیلی و در رشته های مختلف هستیم که دارای شغلی نمی باشند، در این میان وضعیت دانشجویان و فارغ التحصیلان علوم انسانی به نسبت بدتر از بقیه است. معمولا دانشجویان به دلیل کسادی بازار کار علاقه ی چندانی به ادامه تحصیل نشان نمی دهند و به همین دلیل در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا در دانشگاه هایی چون تهران و علامه شاهد دانشجویانی از دانشگاه های به مراتب با کیفیت علمی پایین تر هستیم. اگر چه برخی از دانشجویان با آگاهی از این وضعیت نامناسب به دلیل علاقه ی وافر خود به این رشته رو آورده اند و ثابت قدم هستند.

  نظرات ()
مطالب اخیر پورتال جامع ولایت علی ع عشق به همه خوبی های عالم است نبودن منطق در جولانگاه تعصب جایگاه قانون در جامعه ی ما ایران . زنان در عرصه ی سیاست، علم، علوم سیاسی وضعیت فارغ التحصیلان علوم سیاسی در ایران lمعرفی اساتید برتر علم سیاست lمعرفی اساتید برتر علم سیاست lمعرفی اساتید برتر علم سیاست معرفی اساتید برتر علم سیاست
کلمات کلیدی وبلاگ موضوعی (۱۱) اشخاص حقوقی (۱٠) علوم سیاسی (۱) پیش فرض (۱) اینترنت وب جامعه و فضای مجازی (۱) جامعه، سیاست، (۱) زن (۱) موفقیت (۱) آینده (۱) علاقه (۱) شغل (۱) تعصب (۱) فرضیه (۱)
دوستان من   پرتال زیگور طراح قالب